ابو الحسن قزوينى
155
فوايد الصفويه ( فارسى )
سپه سالار نادر محسوب بود ، در اواخر عهد عم ، ياغى شده او را كشته بود . بعد از قتل نادر اهل قلات و قريب به سى نفر از اولاد و اقارب نادر را به قتل رسانيد . از آن جمله پسران نادر سلطان رضا قلى ميرزا كه نابينا كرده بود و نصر الله ميرزا و امامقلى ميرزاست ، و شاهرخ شاه را به جهت تدابير ملكى پنهان كرده ، خبر قتل او را شهرت داده بود . بعد از نه ماه « ابراهيم خان » برادر على قلى خان كه هر دو پسران ابراهيم خان بودند ، و ابراهيم خان از طرف برادرش در عراق و آذربايجان سردار بود ، با برادر ( 228 چ ) خويش ياغى شده ، لشكر كشيده ، شكست بر عليقلى خان داده ، برادر را دستگير كرده مكحول ساخت . بعد اندك مدتى خود با برادر مكحول به حكم شاهرخ شاه مقتول گرديد . سام ميرزا و صفى ميرزا كه نامبردگان خود را از فرزندان خاقان سعيد شهيد شاه سلطان حسين مىخواندند و به حكم نادر سلطان در يكى از قلاع آذربايجان محبوس بودند ، در ايام دولت على قلى خان ، سام ميرزا از شهر تبريز فرح انگيز خروج كرده ، بيست هزار كس بر سر او مجتمع گشتند . بالاخره مجادله مقابله با سپاه كينه خواه قليخان كرده ، در آن معركه شربت شهادت چشيد . ايام دولت عليقلى خان نه ماه است و اين واقعات در اوايل سنه يكهزار و يكصد و شصت و يك بوقوع رسيد . « شاهرخ شاه » اموى صفوى بن رضا قلى ميرزاى بن نادر سلطان است ، كه از بطن صبيه شاه سلطان حسين تولد يافته . خوانين عرب مير علم خان و غيره بعد از چندى اتفاق كرده ، سيد محمد اموى صفوى كه از اولاد احفاد ميرزا داود متولى روضه ( 229 ر ) رضويه بود ، بسلطنت برداشته ، شاهرخ را مكحول ساخته معزول كرد . بعد از چهل يوم يوسف على خان جلاير ، بىخبر بر سر خوانين اعراب ريخته ، شاهرخ شاه را بر تخت سلطنت نشانيده ، محمد را كه مخاطب به شاه سليمان ثانى بود ، نابينا ساختند . و اين وقايع در سنه يك هزار و يكصد و شصت و سه اتفاق افتاد . چنانچه اين واقعات در حالات سلطان حسين ثانى گذشت ، شاهرخ در اواخر فقط شهر مشهد مقدس [ را ] در تصرف خود داشت و فريدون خان گرجى را نايب خود كرده ، به كامرانى مىگذرانيد كه [ تا ] نصر الله ميرزا و نادر ميرزا به سن رشد رسيد . مآل احوال فريدون